
شماره کتابشناسی ملی:
محل نشر:
ناشر:
شابک :
نوبت چاپ :
شمارگان:
9🔐 برای فعالیت پژوهشی باید وارد شوید.
🔻یادداشت
⚙️| ----------------------
※ نمایه
⚙️| ----------------------
✧ نشانه
⚙️| ----------------------
190. پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله: يونس به دعوت قوم خود پرداخت و چون دعوتش را نپذيرفتند، به آنها وعده عذاب داد و گفت: فلان و بهمان روز به شما مىرسد. سپس از ميان ايشان، خارج شد. پيامبران عليهمالسلام هر گاه به قوم خود وعده عذاب مىدادند، خود خارج مىشدند. چون عذاب بر سرشان سايه افكند، از آبادى خارج شدند و زنان را از كودكانشان و حيوانات را از بچّههايشان جدا ساختند و به درگاه خدا، ناله و زارى كردند. خداوند دانست كه راست مىگويند، پس توبهشان را پذيرفت و عذاب را از آنها برگرداند. يونس عليهالسلام در راه نشسته بود تا خبر بگيرد. مردى بر او گذشت. يونس عليهالسلام پرسيد: «از قوم يونس، چه خبر؟». مرد او را از كارى كه آنها كرده بودند، خبر داد. يونس عليهالسلام گفت: «من به نزد مردمى كه به آنها وعدهاى دادم و تحقّق نيافت، بر نمىگردم» و خشمگينانه ـ يعنى دلآزرده ـ رفت.
191. امام باقر عليهالسلام: يونس عليهالسلام، چون قومش او را آزردند، آنان را نفرين كرد، پس، روز اوّل، چهرههايشان زرد شد و روز دوم، چهرههايشان سياه شد. خداوند، وعدهشان داده بود كه عذاب بر آنان فرود آيد و عذاب هم تا نزديكى آنان آمد. پس، بين زنان و فرزندانشان و گاوها و بچّههاى آنها جدايى انداختند و لباسهاى [زمختى] از مو و پشم پوشيدند و ريسمان به گردنها بستند و خاكستر بر سرها ريختند و يكپارچه به درگاه پروردگار خود ناله زدند و گفتند: به خداى يونس، ايمان آورديم. آن گاه خداوند، عذاب را از آنان به طرف كوههاى آمِد، برگردانْد. يونس عليهالسلام كه گمان مىكرد آنها از بين رفتهاند، ديد سالم هستند.
۴ / ۲
توبه برخى روىگردانان از جهاد در زمان پيامبر صلی الله علیه وآله
قرآن
«[همچنين] آن سه نفر كه [از شركت در جنگ تبوك] تخلّف جستند [و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،] تا آن حد كه زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد، [حتّى] در وجود خويش، جايى براى خود نمىيافتند، [در آن هنگام] دانستند پناهگاهى از خدا جز به سوى او نيست. سپس خدا، رحمتش را شامل حال آنها نمود [و به آنان توفيق داد] تا توبه كنند. خداوند، بسيار توبهپذير و مهربان است».