
شماره کتابشناسی ملی: 2747877
محل نشر:
ناشر: مؤسسهٔ انتشاراتی دار الحديث
شابک : 978-622-207-194-3
نوبت چاپ :اول
شمارگان:
8🔐 برای فعالیت پژوهشی باید وارد شوید.
🔻یادداشت
⚙️| ----------------------
※ نمایه
⚙️| ----------------------
✧ نشانه
⚙️| ----------------------
۶ / ۱۵
ویژگیهای گوناگون مجلس پیامبر صلی الله علیه و آله
235. امام حسين علیه السلام: از پدرم صلی الله علیه و آله در بارۀ... نشستن او (پيامبر صلی الله علیه و آله) پرسیدم. فرمود: «پيامبر خدا صلی الله علیه و آله نمىنشست و بر نمىخاست، مگر آن كه ذكر بر لب داشت و جايى را به خود اختصاص نمىداد و از اين كار باز مىداشت و هر گاه نزد جماعتى مىرفت، در جايى مىنشست كه مجلس به او تمام مىشد و به اين كار فرمان مىداد. بهرۀ هر يک از همنشینانش را ادا مىكرد، تا آن جا كه همنشین او فكر نمىكرد كسى نزد پيامبر خدا صلی الله علیه و آله از وى ارجمندتر است. هر كه با او همنشین مىشد، او آن قدر شكيب مىورزيد تا اين كه وى خود، قصد رفتن میکرد. هر كس حاجتى از او مىخواست، او يا نياز وى را بر مىآورْد و يا سخنى خوش به وى مىگفت. خوى نيكويش همۀ مردم را در بر مىگرفت و گويى پدر مهربان آنها گشته بود و آنها در [دادن و گرفتن] حق، نزد او يكسان بودند. مجلس ايشان، مجلس بردبارى، شرم، راستى و امانتدارى بود و در آن، نه صدايى بلند مىگرديد و نه سخن زشتى بر زبان رانده مىشد و نه خطاهاى آن مجلس، بازگو [و فاش] مىشدند. همه [در مجلس او] برابر و با تقوا به هم پيوسته بودند و فروتن بودند و بزرگ را احترام مىكردند و بر كوچک، رحم مىآوردند و نيازمند را بر خود ترجيح مىدادند و غریب را پاس مىداشتند». [به پدرم] گفتم: شيوۀ پيامبر صلی الله علیه و آله با همنشینانش چگونه بود؟ فرمود: «پيامبر خدا صلی الله علیه و آله همواره گشادهرو و آسانخو و نرمخو بود، نه خشن و نه زُمخت و نه فرياد زننده و نه ناسزاگو و نه عيبجو و نه بسيار شوخ و نه فراوان ستایش کننده. در بارۀ آنچه دوست نمىداشت، خود را به غفلت مىزد و ديگران را نه از آن نوميد مىساخت و نه بِدان ترغيب مىكرد. سه چيز را از خود، دور كرده بود: كشمكش، پرگويى و آنچه به او مربوط نبود، و سه چيز را از مردم، كنار نهاده بود: هيچ كس را نه مىنكوهيد و نه از او عيبجويى مىكرد و در پى جستن لغزشها و زشتىهاى كسى نبود، و سخنى نمىگفت، مگر در آنچه اميد ثوابش را مىبُرد. هر گاه سخن مىگفت، همنشینانش خاموشى مىگزيدند، تا آن جا كه گويى پرنده بر سر ايشان نشسته است، و هر گاه سكوت مىكرد، آنها سخن مىگفتند، و نزد او كشمكش لفظى نمىكردند و اگر كسى سخن مىگفت، به او گوش مىدادند تا از سخنش فارغ شود. از آنچه مىخنديدند، او هم مىخنديد و از آنچه تعجّب مىكردند، او هم تعجّب مىكرد. پيامبر صلی الله علیه و آله بر درشتى و بىادبىِ غريبه در سخن گفتن و درخواست كردن از وى، شكيبايى مىكرد تا آن جا كه اصحابش آنها (غریبهها) را با خود مىآوردند و مىفرمود: "هر گاه كسى را ديديد كه حاجتى مىطلبد، او را يارى رسانيد". ستايش را از كسى جز جبران كننده نمىپذيرفت و سخن كسى را قطع نمىكرد، مگر آن كه از حد مىگذراند (/ ناروا مىگفت) كه در اين صورت، كلامش را با نهى يا برخاستن، قطع مىكرد».