
برخی از روایات دلالت بر نکوهیده بودن عمر طولانی دارد، در صورتی برخی دیگر حاکی از نیکو بودن طول عمر دارد، با تأمل در این دو دسته روایات روشن می شود که مقصود از روایاتی که دلالت بر نیکو بودن طول عمر دارد، ناظر به طول عمر متعارف است که موجب فرتوتی و فرسودگی قوای ادراکی نیست، آیه زیر می تواند به طول عمر متعارف باشد.[۱]
(هُوَ الَّذی خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْكُمْ مَنْ یُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ. [۲]
او همان کسی است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه ای، سپس از عَلَقه ای (خون بسته شده). سپس شما را [به صورت] کودکی [از شکم مادر] بیرون می آورد تا به کمال قوّت خود برسید، سپس تا سالمند شوید و از میان شما کسی است که پیش [از رسیدن به این مرحله] می میرد و تا [بالأخره] به مدّتی که مقرّر است، برسید و امید که در اندیشه کنید).